تبلیغات
✪ قصر درخشـ ـآن پونی ها ✪ - چی شد که من با پونی آشنا شدم :)

چی شد که من با پونی آشنا شدم :)

دوشنبه 28 فروردین 1396 02:24 ب.ظ

نویسنده : ♦ Mιѕѕ Cяу вαву ♦ ♦ only real misaki mei in world ♦
این خاطره مال 3 سال پیشه :)

یه روز بود مثل همون روزای همیشه ...
خسته کننده و گرم 
از اتاقم رفتم تو اتاق پذیرایی 
مامانم رو دیدم که روی یکی از مبل ها نشسته 
به مامانم گفتم که خیلی حوصلم سر رفته 
اونم گفت خب برو کارتون ببین 
بعد دونه دونه برام شبکه ها رو گذاشت و گفت هر کدوم رو دوست داشتی بهم بگو 
منم گفتم باشه 
- نه 
- نه 
- نه این کانال هم خوب نیست 
بعد خیلی اتفاقی تو به شبکه ای یه اسب کوچولو دیدم که داشت آواز می خوند (پینکی پای ) بود .
مامانم گفت : این خوبه ها !
من گوشام رو گرفتم و گفتم : من از کارتون هایی که داخلش همش آواز و آهنگه بدم می آد 
مامانم گفت : حالا ببین اگه خوب نبود خودت عوض کن 
یه کمش رو دیدم 
یه جورایی برام خیلی جذاب بود 
اما در حین حال ازش بدم هم می اومد 
بعد یه پونی با بدن زرد و موهای تقریبا قرمز اومد (اپل بلوم)
اون خیلی ناراحت بود چون نشونه نداشت .
خلاصه داشتم نگاه می کردم 
مامانم هم بعضی اوقات یه نگاهی مینداخت 
بعدش یه پونی بنفش اومد (توآیلایت)
من از اون خیلی خوشم اومد 
دیگه احساس می کردم کارتونش داره کم کم به دلم میشینه 
دیگه اون احساس تنفر رو نداشتم 
تا کارتونه تموم شد 
رفتم پای اینترنت و سرچ کردم پونی 
یه وب اومد رفتم توش 
توش کارتونا رو دیدم 
تا یه سال دیگه پونی لاور شدم 
اما بعد یه بار تو اینترنت یه عکس پونی زامبی دیدم زهره ترک شدم 
هر شب هم خوابم نمی برد از ترس ( بچه بودم باو :|)
تا اینکه هی با خودم می گفتم : نه پونی کارتون خوبیه 
همش سعی می کردم نیمه ی خوبشو به خودم نشون بدم 
و آخر هم همینطور شد :)
من دیگه عاشق پونی شده بودم 
همه ی زندگیم پونی شده بود 
عالیــ بود :)
بعد که رفتم کلاس چهارم چند تا دوست جدید پیدا کردم 5 تا بودیم 
اونا رو هم پونی لاور کردم 
و سعی کردم مثل توآیلایت جادوی دوستی رو بهشون نشون بدم :)
و همینطور هم شد ما 
 با هم دوستای خیلی خوبی بودیم 
البته تا یه سال فقط ...
تو سال پنجم یکیشون از مدرسمون رفت 
شدیم 4 تا 
یکیشون هم کلاسش از ما جدا شد دیگه من و دوستام رو فراموش کرد 
شدیم 3 تا 
یکیشون هم یه بار از من یه بدی دید 
من کلی ازش ببخشید کردم 
پای تلفن منو بخشید 
اما بعد که اومد تو کلاس گفت باهام تا آخر عمرش می خواد قهر کنه 
شدیم 2 تا 
من و یکی از دوستام 
ما دو تایی تا کلاس ششم با هم دوست بودیم 
اما بعد ها فهمیدم که از همون اول هدفش از دوستی با من این بوده که به نفع خودش باشه 
و همینطوری الکی با من قهر کرد 
البته اصلا برام مهم نیستن 
ولی کلا احساساتمو بردن زیر سوال :(








دیدگاهها : comment :3
آخرینویرایش: دوشنبه 28 فروردین 1396  02:43 ب.ظ



دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس